صفحه اصلي         مقالات       بین المللی       اخبار ایران       فرهنگي       ديدگاه ها       درباره ما       پیوندها      

4858

نامه‌ی یک پناهجوی افغان به سازمان ملل

مطالب مرتبط

از همین نویسنده
1389-04-20
هشدار _ www.hoshdar.net


کمیته گزارشگران حقوق بشر - پناهجویان افغان، از جمله گروه‌هایی هستند که پس از ورود به کشورهایی نظیر ایران و ترکیه با مشکلات زیادی روبرو می‌شوند.

از سویی دولت ایران، هیچ‌گونه حقوقی برای آنان قائل نیست و حتی آن‌ها را به کشورشان دیپورت می‌کند. از جهت دیگر، ورود آن‌ها به کشور ترکیه و مراجعه به سازمان ملل متحد نیز به راحتی مشکلات آنان را مرتفع نمی‌کند.

اخیرا گزارش‌هایی مبنی بر ارائه «قبولی گسترده» به پناهجویان افغان ساکن ترکیه، از سوی سازمان ملل منتشر شده است. بر اساس این قبولی، پناهجویان افغان، باید به زندگی در ترکیه، برای مدتی «نامعلوم» ادامه دهند و ممکن است هیچ‌گاه به کشور سوم منتقل نشوند. سازمان ملل اعلام کرده این پناهجویان، فاقد پنج شرط ذکرشده در کنوانسیون ۱۹۵۱ هستند بنابراین بر «اساس تعریف گسترده پناهندگی» در کشور ترکیه می‌مانند. از سوی دیگر، دولت ترکیه و سازمان ملل هیچ‌گونه امکاناتی در اختیار آنان قرار نمی‌دهد و درواقع زندگی این پناهجویان باید تا مدتی نامعلوم، در بلاتکلیفی سپری شود.

آنچه در پی می‌آید نامه‌ی یکی از این پناهجویان، به کمیساریای عالی سازمان ملل متحد است:

مسئولان محترم سازمان ملل متحد

اینجانب ...، پناهنده افغانی ساکن شهر ... در ترکیه هستم. در تاریخ ۷/۶/ ۲۰۱۰ به عنوان پناهنده سازمان ملل شناخته شدم و قبولی بنده بر اساس تعریف گسترده پناهندگی صادر شد. لذا لازم دیدم طی نامه‌ای توضیحات بیشتری را در مورد پرونده‌ام اعلام کنم. اطراف منطقه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم کاملا در اختیار طالبان قرار دارد. ما در شهر غزنه، ولسوالی جاغوری، منطقه دهمرده گلزار زندگی می‌کردیم. وضعیت به گونه‌ای بود که نهادهای حافظ جان و امنیت مردم،‌ از قبیل پلیس و نهادهای قضائی به هیچ‌وجه وجود نداشت. دولت نمی‌توانست از طالبان عبور کرده و به منطقه ما دسترسی پیدا کند بنابراین هر مشکلی پیش می‌آمد هیچ‌گونه امنیتی وجود نداشت.

همان‌طور که در مصاحبه‌ام ذکر کردم، پس از مفقود شدن مشکوک پدرم، عمویم برای تصرف زمین کشاورزی ما اقدام کرد. اقدامات او برای تصرف زمین، از گذشته هم وجود داشت اما به دلیل نبود هیچ‌گونه نهاد قضائی در منطقه، نمی‌توانستیم به جایی شکایت کنیم. در جریان تلاش‌هایش برای تصرف زمین، یک بار به طرز فجیعی مورد ضرب و شتم قرار گرفتم که دست راستم شکست و به دلیل نبود متخصص در منطقه‌ی ما، به شکل ناقص جا افتاد و به مرور زمان بدتر شد. در حال حاضر قادر نیستم از دست راستم استفاده کنم و اگر به زودی درمان نشود، همیشه این‌طور خواهد ماند.

در نهایت، پس از یک درگیری که بین من و پسر عمویم ایجاد شد، عمویم مرا تهدید به مرگ کرد. بازهم اعلام می‌کنم که دولت توانایی حضور در منطقه را نداشت و بنده نمی‌توانستم به هیچ نهاد حافظ امنیت مراجعه کنم. تنها می‌توانستیم به مرکز و شهر کابل مراجعه کنیم که آن نیز بسیار هزینه داشت و با توجه به مشکلات منطقه،‌ از توانایی ما خارچ بود.

پس از سفر به ایران،‌ مشکلاتم کم نشد چرا که دولت ایران هیچ‌گونه حقوقی را برای پناهندگان افغانی قائل نیست و آنان را به راحتی دیپورت می‌کند. به همین دلیل به ترکیه آمدم و به سازمان ملل مراجعه کردم. بر اساس تعریف کنوانسیون ۱۹۵۱، بنده به دلیل مشکلات منطقه‌ای و قومیتی، و به دلیل حضور نظامی طالبان در اطراف منطقه و تهدید جانی مجبور به ترک افغانستان شدم. من یک هزاره‌ای هستم و امکان موردظلم قرار گرفتن از سوی پشتوها همواره وجود داشت. برای مثال،‌ اگر می‌خواستم به شهر مراجعه کنم، همواره در طول مسیر این امکان وجود داشت که با حمله طالبان مواجه شوم. حتی امکان تحصیل نیز به آسانی در منطقه وجود نداشت چرا که طالبان بارها در مدارس بمب‌گذاری کرده بودند و معتقد بودند کودکان برای آموزش باید به مراکز دینی مراجعه کنند. بنابراین از پنج مورد ذکر شده،‌ مورد نژاد و دین شامل حال بنده می‌شود. از سوی دیگر بنده به خاطر مشکلات ملیتی، به این دلیل که افغان بوده‌ام، دولت ایران هیچ‌گونه حقوقی برایم قائل نشد و به همین دلیل علاوه بر ترک افغانستان، مجبور به ترک ایران نیز شدم. همچنین باید اشاره کنم که تهدید جانی که شامل حال من شده همگانی نبوده و انفرادی بوده است.

نکته نهایی این که در مصاحبه ابتدایی، به دلیل عدم آشنایی و اضطرابی که داشتم،‌ موفق به توضیح صحیح و کامل مشکلاتم نشدم. به همین دلیل از شما تقاضا دارم تا برای بررسی دوباره پرونده اینجانب، اقدامات لازم را انجام دهید.


 
1389-04-20 نسخه قابل چاپ
info@hoshdar.net