|
|
|
|
گروه موسیقی کامکارها در سال 1344 برای نخستین بار در سنندج، به عنوان گروهی خانوادگی به سرپرستی استاد حسن کامکار، نوازنده ویلن و عضویت هوشنگ نوازنده آکاردئون، بیژن، خواننده ، پشنگ نوازنده سنتور، قشنگ، خواننده و نوازنده ویلن و ارژنگ، نوازنده تمبک تشکیل شد و برنامه های متعددی را در باشگاه افسران، مدارس و تالارهای شهر سنندج اجرا کرد.
|
|
|
شاعری که عشق مضمون اصلی آثار اوست، سرایندهی ستایشگرِ عشق به انسان، آزادی و عدالت اجتماعی. شاعری که هماره ستیز بیامان با آزادیکُشی، اختناق و سرکوب جوهرهی کلام اوست، و سالیان خود همه به پاسداری از حرمتِ قلم و بیان سپری کرد.
|
|
|
خوزه ساراماگو در ۱۶ نوامبر ۱۹۲۲ در اِزینهاگا ( گولگا) در خانوادهای از دهقانان خُردهپای لیسبون به دنیا آمد، در مدرسه فنی دوره دید و نخستین شغلش تعمیرکار اتومبیل بود. خودآموزی و اشتیاق به کتاب را با گذراندن شبها در کتابخانه مرکزی لیسبون ارضا میکرد. نخستین رمان خود، سرزمین گناه، را در ۱۹۴۷ منتشر کرد و ...
|
|
|
سیما بینا آهنگساز و خواننده آوازها و ترانههای محلی ایرانی است. او بانوی ترانههای محلی ایران نام گرفته و صدای دلنشین و پر احساس او در گوش و دل چندین نسل از ایرانیان نشسته است.
|
|
|
اودیسه ی هفت هنر
دوازده سال آزگار از خاموشی پرومته ی سختکوش سینمای جهان گذشت. اودیسه ی ناآرام هفت وادی هنر که دیرآ زمانی ”سوار بر کره ی زمین، گرداگرد خورشید“١ را پیموده بود، سرانجام، تغزل شورانگیز زندگی اش را بی پایان گذاشت و در اوج نبوغ هنری ـ هم چون اوبالدیای فیلسوف ـ زبان به نجوا گشود:
”جهان را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم!“:
سواره آمده بودم، پیاده خواهم رفت...
|
|
|
شجریان بی اغراق یکی از بزرگترین چهره های موسیقی سنتی ایران است که جایگاهی بی رقیب در این عرصه را به خود اختصاص داده و با شهرتی جهانی قلب بسیاری از دوستداران موسیقی سنتی ایران را تسخیر کرده است. با نگاهی به زندگینامه این خواننده سرشناس ایرانی نمونه ای از کار او را می شنوید.
|
|
|
موسیقی ملی ایران، مجـموعه ای است از نواهـا و آهـنگ هایی که در طول قـرن هـا، در این سرزمین به وجود آمده و پـا به پای سایر مظاهـر زندگی مردم ایران تحول وتکامل یافتـه، و بازتابی از خصوصیات اخلاقی، وقایع سیاسی، اجـتماعـی و جـغـرافـیایی ملتی است که تاریخـش به زمان های بسیار دور می رسد.
|
|
|
فيلمنامهاي از احمد شاملو به نام «ميراث» كه در سالهاي 68 يا 70 براي ساخت دراختيار مسعود كيميايي قرار گرفته بود، توسط اين فيلمساز براي انتشار به نشر ثالث واگذار شد. اين فيلمنامه در آن زمان به دليل مخالفت دستگاه فرهنگي كشور با ساخت آن؛ امكان ساخت پيدا نكرد.
|
|
|
رماننویس ایرانی محمود دولتآبادی در کتاب جدید خود "نون نوشتن" هم نگاهی به گذشتهی پرنشیب و فراز شخصی و هنری خود افکنده و هم به فرهنگ و منش مردم سرزمین خود به دیدهی تردید و انتقاد نگریسته است.
|
|
|
هوشنگ گلشیری (۱٣۷۹-۱٣۱۶)، داستاننویس صاحبسبکِ ایران، هنگامی که یک دههی پیش چشم از جهان فروبست نزدیک به چهار دهه در عرصهی ادبیات داستانی جان به قلم سوده بود؛ تلاشی سخت که او خود آن را با اصطلاح موردعلاقهاش "عرقریزان روح" بیان میکرد.
|
|